تبليغاتX
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
بیژن جلالی
 

تـن تـو چـون خـوشه ها

بـر دستـان من شکـفت

تـن تـو چـون گـیاه

در دست های مـن روئـید

و خـوشه کـرد و روشن شد

بـعد افـسرد

و تـاریک شد

ایـنک بـه یـاد تـو گـلهای غـروب

خـاموش و عـطر آگـین هستند.

 



لينک مطلب | موضوع: بیژن جلالی