هر شب فـزاید٬ تـاب و تـب من
وای از شـب من٬ وای از شـب من
یـا من رسانـم٬ لـب بر لـب او
یـا او رسانـد٬ جـان بر لـب من
استـاد عـشـقـم٬ بـنشیـنی و بـرخـوان
درس مـحبت٬ در مکـتب من
رسم دو رنـگی٬ آئـین مـا نـیست
یـکـرنـگ بـاشد٬ روز و شـب من
گـفـتم رهی را٬ کـامشب چـه خـواهی؟
گـفت آنـچه خـواهـد نـوشـین لـب من.
لينک مطلب | موضوع: رهی معیری |
من و تـو
در دو پـرنـده کـوچـک پـنهـانـیم
که زیـر فـواره هـای عـشق
نـغـمه بـر می چـیـنند.
لينک مطلب | موضوع: عمران صلاحی |
چـه بگــویم
غـصه نـانم امـان بـبریـده است
و تـو تـکـرار کـنان
آه از عـشق هـم آخـر سخـنی بـایـد گـفت
چـه بگــویـم از عـشـق؟
مـن کـه صـد در بـه ادب بـگــشودم
و دو صـد پـند پـدروار مـرا
بـه سوی بـیکـاری سوقـم داد
بـه سوی بـیمـاری
چـه بگـویـم بـا عـشق؟
یـک شـماره تـلفن
که حروفــش هـمه در دفـتر من سایــیده است
و نـشان و نـام صـاحـب آن
زیر صـدها خـط درخـواست زهـم پـاشـیده است.
لينک مطلب | موضوع: سیاوش کسرایی |
در زورق یـادت
مـسافـری بی پــیکرم
جـا مـانـده ام
در بـرزخ خـاطـرات.
لينک مطلب | موضوع: سروده های دیگر... |

