تبليغاتX
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
نــغمه رضــایی
 

روی من شرط نـبند

                      جـای تـکـخال قـمار

جـای یـک اسب سیـاه

                      پـای مـیدان شکـار

بـر سرم عـشق نپـاش

                      مثـل بـاران ِ تـگرگ

مثـل یـک شوخـی تلـخ

                      بیـن مهمـانی مـرگ

پـشت مـن راه نـیا

                      همچـو یـک عـاشق نـاب

بـاورت را نفـرست

                      رو بـه مـن٬ رو بـه سراب

هستی ات را نـفروش

                      بـه پـریـشانی ِ مـن

بخـت ِ پـرواز نبـین

                      روی پیــشانی ِ مـن

بیـش از ایـن لاف نبــاف

                      پـشت ایـن نـغمه سرد

روی مـن تـاس نـریـز

                      جـای یـک تخــته نـرد.

 



لينک مطلب | موضوع: نغمه رضائی


فــریـدون مــشیـری
 

روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد

گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش

آرزو بـاز می کـشد فـریـاد:

در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!

 



لينک مطلب | موضوع: فریدون مشیری


ســیمــین بهـــبهــانی
غنـچه وش، در هـوایـت می درم پـوست، ای دوست!

شعـر رنگیـنم از تـوست آه، ای دوست، ای دوست!

تیـز تـک، آسمـان تـازاینـت پـر، ایـن پـرواز ...

راستی- گـرنـه اعـجاز - عـشق جـادوست، ای دوست!

خـط ِ چـشمان آهـو چـون خـط نـامه ی تو

هر دو پـر مهر و پـر شرم وین سخـنگوست، ای دوست!

زرد اگر چون خـزانـم  بـاغ بی گل مخـوانم

شعـر سبز جوانـم   سَرو ِ میـنوست، ای دوست!

نقش رویت به چـشمم  گـو به پـرواز نشیند

این رواق ِ شکسته   طـاق ابـروست، ای دوست!

تا چـنین در خـروشم   راز خـویـش از کـه پـوشم؟

طبل طوفـان عشقـت   پـر هیـاهوست، ای دوست!

شور بی طاقـتی هـا   نـیست در سیـنه گنـجا

پیـرهن نـه، کـه بر تن می درم پـوست، ای دوست!





قـیـصر امــیـن پــور
 

من بـه چـشم‌هـای بـی‌قـرار تـو قـول می‌دهـم

ریـشه‌هـای مـا بـه آب

شاخـه‌هـای مـا بـه آفـتاب مـی‌رسد

مـا دوبــاره سبـــز می‌شویـم‬.




لينک مطلب | موضوع: قیصر امین پور


شمس لنگرودي برترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را كتاب مي‌كند
«روزي كه برف سرخ ببارد»

شمس لنگرودي مجموعه‌اي از برترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را در يك كتاب منتشر مي‌كند.

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين شاعر بخشي از بهترين تك‌بيت‌هاي ادبيات كهن را كه در طي ساليان دراز استخراج كرده، با بازبيني و دوباره‌خواني، در قالب كتابي با عنوان «روزي كه برف سرخ ببارد» به چاپ مي‌رساند.

به گفته‌ي شمس، عنوان كتاب برگرفته از اين بيت صائب است كه مي‌گويد: روزي كه برف سرخ ببارد از آسمان / بخت سياه اهل هنر سبز مي‌شود.

او با اشاره به اين‌كه انتخاب اين نام آگاهانه بوده، علت آن را اين‌گونه توضيح مي‌دهد كه قصدش اين بوده كه توجه را به سمت بيت‌هايي كه در شعر ايران بوده؛ اما خيلي مورد توجه قرار نگرفته‌اند، منعطف كند.

اين پژوهشگر كه پيش‌تر نيز «گردباد شور جنون» (سبک هندي و کليم کاشاني) را منتشر كرده، در كتاب جديدش بيش‌تر به سراغ شاعران سبك هندي و مكتب وقوع رفته و به جمع‌آوري شاه‌بيت‌هاي آن‌ها پرداخته؛ شاعراني همچون: صائب تبريزي، كليم كاشاني، طالب آملي، غني كشميري، ناصرعلي سهرندي، عرفي شيرازي، ظهوري ترشيزي و بيدل دهلوي.

به اعتقاد شمس، حافظ و مولانا و شاعراني از اين دست از جمله شاعراني هستند كه همه آن‌ها را مي‌خوانند و توجه به شعرشان زياد است؛ بنابراين او در اين كتاب به سراغ شاعران و شعرهاي مغفول‌مانده رفته و به نوعي خواسته تا مخاطبان كتابش به خواندن اين شعرها بپردازند.

او كه اين شعرها را از سال‌هاي نوجواني استخراج و فيش‌برداري كرده، حالا حدود دو ماهي است كه كار روي آن‌ها را براي انتشار در قالب كتاب شروع كرده و فكر مي‌كند تا دو ماه ديگر آن‌ را به پايان برساند.

«روزي كه برف سرخ ببارد» همراه با مقدمه‌اي از اين شاعر درباره‌ي ديدگاه‌هايش نسبت به شعر از سوي نشر مركز به چاپ خواهد رسيد.

همچنين كتاب شمس لنگرودي درباره‌ي رباعي با عنوان «رباعي محبوب من» در چند روز آينده از سوي نشر يادشده عرضه خواهد شد.

نويسنده در اين كتاب، سير كلي رباعي را از رودكي تا نيما يوشيج بررسي كرده و به چهره‌هاي متشخص رباعي يعني خيام و مولوي و تفاوت‌هاي آن‌ها پرداخته است. همچنين رباعي‌هاي سبك‌هاي مختلف را به ‌صورت فشرده بررسي كرده است.

از سوي ديگر، شمس مجموعه‌ي‌ شعر «لب‌خواني‌هاي قزل‌آلاي من» شامل ‌١٢٠ شعر كوتاه را به انتشارات آهنگ ديگر سپرده است. مجموعه‌ي شعر «مي‌ميرم، به جرم آن‌كه هنوز زنده بودم» شامل ‌٦٠ شعر كوتاه هم حروف‌چيني‌اش تمام شده و از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد. اين دو مجموعه‌ي شعر با بن‌مايه‌هاي فلسفي همراه‌اند.

ديگر مجموعه‌هايي كه شمس به آماده‌سازي آن‌ها مي‌پردازد، مجموعه‌ي ‌٦٠ شعر عاشقانه و مجموعه‌اي از شعرهاي اجتماعي به نام «صبح آفتابي‌تان به خير، ببر برفي» است.

رمان «شكست‌خوردگان را چه كسي دوست دارد» اين نويسنده نيز از كسب مجوز انتشار بازمانده است.

 



لينک مطلب | موضوع: شمس لنگرودی


 

تـو نیـستی و ایـن در و دیـوار هیـچ‌وقـت...
غـیر از تـو مـن به هیچ‌کـس انگـار هیـچ‌وقـت...


این‌جـا دلـم بـرای تـو هِـی شور می‌زنـد
از خـود مواظـبت کـن و نـگـذار هیـچ‌وقـت...

اخـبار گـفت شهر شما امـن و راحـت است
مـن بـاورم نـمی‌شود، اخـبار هیـچ‌وقـت...

حیفــند روزهـای جـوانی، نـمی‌شوند
این روزهـا دو مرتـبه تکــرار هیـچ‌وقـت

من نـیستم بیـا و فـراموش کـن مرا
کی بوده‌ام بـرات سـزاوار؟... هیـچ‌وقـت!

بـگـذار مـن شکـسته شوم تـو صبـور باش
جـوری بـمان همیـشه که انگـار هیـچ‌وقـت...

 



لينک مطلب | موضوع: نـجـمـه زارع