به جـان ٬ جـوشم که جـویای ِ تـو بـاشم
خـَسی بـر مـوج ِ دریای ِ تـو بـاشم
تـمـام آرزوهـای منـی ٬ کـاش ٬
یـکی از آرزوهـای ِ تـو بـاشم
لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی |
ای نگاهت خنده مهتاب ها
بر پرند ِ رنگ رنگ ِ خواب ها
ای صفای جاودان ِهرچه هست:
باغ ها ، گل ها ، سحر ها ، آب ها
ای نگاهت جاودان افروخته
شمع ها ، خورشیدها ، مهتاب ها
ای طلوع بی زوال آرزو
در صفای روشنی محراب ها
ناز نوشینی تو و دیدار توست
خنده مهتاب در مرداب ها
در خرام نازنینت جلوه کرد
رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها.
لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی |
از آن سوی مـرز بـاور و تـردید
می آیـم ٬
خـسته بـسته ٬
می آیم.
هـمرنـگ درخـت در هـجـوم دی
می پـایم ٬
تا بـهار ٬
می پـایم.
♣
خاموشم و انتظار
سر تا پـا
تا سبزتـرین ترانه را
فـردا
در چـهـچـهه بوسه تو بسرایم.
لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی |

