تبليغاتX
مرجع عاشقانه های شعر معاصر
شفیعی کدکنی
 

به جـان ٬ جـوشم که جـویای ِ تـو بـاشم

خـَسی بـر مـوج ِ دریای ِ تـو بـاشم

تـمـام آرزوهـای منـی ٬ کـاش ٬

یـکی از آرزوهـای ِ تـو بـاشم

 



لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی


شفیعی کدکنی

 

ای نگاهت خنده مهتاب ها

 

بر پرند ِ رنگ رنگ ِ خواب ها

 

ای صفای جاودان ِهرچه هست:

 

باغ ها ، گل ها ، سحر ها ، آب ها

 

ای نگاهت جاودان افروخته

 

شمع ها ، خورشیدها ، مهتاب ها

 

ای طلوع بی زوال آرزو

 

در صفای روشنی محراب ها

 

ناز نوشینی تو و دیدار توست

 

خنده مهتاب در مرداب ها

 

در خرام نازنینت جلوه کرد

 

رقص ماهی ها و پیچ و تاب ها.

 



لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی


شفیعی کدکنی
 

از آن سوی مـرز بـاور و تـردید

می آیـم ٬

خـسته بـسته ٬

می آیم.

هـمرنـگ درخـت در هـجـوم دی

می پـایم ٬

تا بـهار ٬

می پـایم.

خاموشم و انتظار

سر تا پـا

تا سبزتـرین ترانه را

فـردا

در چـهـچـهه بوسه تو بسرایم.

 



لينک مطلب | موضوع: شفـیـعی کـدکنی