روی من شرط نـبند
جـای تـکـخال قـمار
جـای یـک اسب سیـاه
پـای مـیدان شکـار
بـر سرم عـشق نپـاش
مثـل بـاران ِ تـگرگ
مثـل یـک شوخـی تلـخ
بیـن مهمـانی مـرگ
پـشت مـن راه نـیا
همچـو یـک عـاشق نـاب
بـاورت را نفـرست
رو بـه مـن٬ رو بـه سراب
هستی ات را نـفروش
بـه پـریـشانی ِ مـن
بخـت ِ پـرواز نبـین
روی پیــشانی ِ مـن
بیـش از ایـن لاف نبــاف
پـشت ایـن نـغمه سرد
روی مـن تـاس نـریـز
جـای یـک تخــته نـرد.
لينک مطلب | موضوع: نغمه رضائی |
من که تسبیح نبودم ، تو مرا چرخاندی
مشت بر مهره تنهایی من پـیچـاندی
مهر دستان تو دنبال دعایی می گشت
بـارها دور زدی ذهن مرا گرداندی
ذکرها گـفتی و بر گفته خود خـندیدی
از همین نـغمه تاریک مرا تـرساندی
بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقـصاندی
دست ویرانـگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ایمان خواندی
قلب صد پاره من مهره صد دانه نبود
تو ولی گشتی و این گمشده را لرزاندی
جمع کن: رشته ایمان دلم پـاره شده ست
من که تسبیـح نبودم ، تو چرا چرخاندی؟
لينک مطلب | موضوع: نغمه رضائی |

